شعر " سفر به خیر"
این شعر را بسیار دوست دارم گفتم در این حال هوایی که دارم شما را هم شریک کنم
"به کجا چنین شتابان،"
گون از نسیم پرسید.
" دل من گرفته زین جا ،
هوس سفر نداری ،
ز غبار این بیابان ؟ "
"همه آرزویم اما،
چه کنم که بسته پایم..."
"به کجا چنین شتابان؟ "
"به هر آن کجا که باشد،
به جز این سرا ، سرایم ."
"سفرت به خیر اما ،
چو از این کویر وحشت ،
به سلامتی گذشتی ،
به شکوفه ها به باران ،
برسان سلام ما را."
سروده ی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

ایشان از بزرگان ادب و عرفان کشور هستند و در خلوت و سادگی خود عالمی دارند باید ایشان را از نزدیک ببینید تا بفمید چه میگویم . سعادتی بود ان موقع که در دانشگاه تهران دانشجو بودم در کلاس ایشان به صورت دانشجوی آزاد می رفتم . خدا نگهدار ایشان باشد.
در لینک زیر می توانید تفسیر این شعر را بیابید ( باسپاس از مدیر وبلاگ مربوطه )
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۸۷ ساعت 8:38 توسط رضا فولادی فرد
|
(خواستیم گپی با دوستان و علاقه مندان در باب محیط زیست ، بهداشت و ادبیات بزنیم ) تحصیلات کارشناسی بهداشت محیط از دانشگاه شهید بهشتی ،فوق لیسانس عمران گرایش مهندسی محیط زیست از دانشگاه تهران و دانشجوی دکتریphD مهندسی بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی تهران با تجارب کاری در شرکتهای مهندسی ، تدریس دانشگاهی ،سازمان بازیافت و امور HSE شرکت نفت ( شرکت حفاری شمال ) و شرکت گاز