به مناسبت محرم
التماس دعا :
خون خدا جوشیده در رگهای صحرا
داغ عطش مهری زده بر روی لبها
دست برادر ، مشک آب و تیر غدار
امّید طفل و نای درد و سوز گرما
آن دم خدا داند که آن بی دست و بی آب
آن غلطه در خون و فتاده زَسب وز پا
از چشم تیر خورده و پر خون غمدار
سیلی زِ اشک ، او از غم آب و تمنا
از شرم او آب از غمش گویی که می راند
بر روی مشک اشکی زِ شرم از تیر اعدا
آن دم فرات از حسرت لبها به امروز
گویی ندای العطش او کرده بر پا
چشمان پر آب و هراس طفل غمبار
مانده به راه القمه تا گردی هویدا
گوید : خدایا ! تو عمویم بازگردان
دیگر نمی خواهم از او آبی به مولا
جانها فدای صبر تو خواهر چه دیدی
آن روز تو در مسلخ جان احبا
آن روز در کرب و بلا دیدند انها
آن وعده حق ، عشق انسان و خدا را
تا بار دیگرشان به حق اثبات گردد
سر سجود خود بر این انسان والا
یا رب به حق خون پاک رهروانت
یکدم جدا از نور خود ما را مفرما
5/11/85
(خواستیم گپی با دوستان و علاقه مندان در باب محیط زیست ، بهداشت و ادبیات بزنیم ) تحصیلات کارشناسی بهداشت محیط از دانشگاه شهید بهشتی ،فوق لیسانس عمران گرایش مهندسی محیط زیست از دانشگاه تهران و دانشجوی دکتریphD مهندسی بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی تهران با تجارب کاری در شرکتهای مهندسی ، تدریس دانشگاهی ،سازمان بازیافت و امور HSE شرکت نفت ( شرکت حفاری شمال ) و شرکت گاز