چند روز پیش که خواستم به وبلاگ دوست عزیزمان محمد درویش (مهار بیابانزایی)که می توان گفت روزترین و پرکارترین و قوی ترین وبلاگ محیط زیستی کشور است فیلتر شده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواستم ابراز تاسفی کنم همین!!!!
و یکی از مقالات ایشون رو در اینجا بیاورم:

فرض
كنيم ميانكاله به جاي آن كه در جنوب شرق درياي مازندران قرار گرفته بود،
در سواحل شرقي ژاپن يا كرانه هاي شمالي استراليا يا جنوب اسپانيا واقع شده
بود؛ با او چه مي كردند؟ آيا آن مردمان هم تومار تهيه ميكردند و شكايت
ميبردند كه چرا از قلب ميانكاله نبايد يك جاده عبور كند؟ و يا چرا ما
نبايد يك پالايشگاه در ميانكاله داشته باشيم؟ و چرا گاوميشهاي ما نبايد
به هر تعداد و زماني كه دوست دارند در ميانكاله بچرند؟ و يا رییس محیط
زیست آنجا هم به جرم مخالفت با تخریب میانکاله از کاربرکنار می شد؟ و یا
...
به نظر ميرسد كليد رخداد تلخي كه در ميانكاله درحال وقوع است را
ميتوان با فرض پيشگفته بهتر درك كرده و به واكاوي دلايل تشديد ناپايداري
نخستين تالاب بينالمللي ثبت شده ايران در كنوانسيون رامسر پرداخت.
ميانكاله
اولین معبر و منزلگاه ورود پرندگان مهاجر در شمال ايران است؛ منزلگاهي كه
به دليل شرايط ناهمتاي طبيعياش ميتواند به صورتي همزمان هم قرقاول را در
خود جاي دهد (که زیستگاهي عموماً جنگلي دارد) و هم دراج را که اغلب در
مناطق شنی و ماسهای خوزستان زندگی میکند.
حضور
همزمان قرقاول و دراج در ميانكاله شبيه به وجود آب شور و شيرين در درياچه
بختگان مرحوم است كه سبب شده بود آن محيط آبي بي نظير هم در تمام دنيا
يگانه و بی همتا باقي ماند. افسوس که دیروز قدر بختگان را ندانستیم؛ همان
گونه که امروز قدر میانکاله را نمی دانیم! می دانیم؟
اگر
امروز – آن گونه كه اسماعيل كهرم مي گويد - از مجموع 120 هزار بال
پرندهاي كه تا سه دههي پيش در ميانكاله حضور داشتند، فقط 11 هزار بال
باقيمانده است؛ و اگر بر بنياد مطالعات كامبيز بهرام سلطاني، پارههايي از
ميانكاله اينك در اثر تحمل فشار بيش از حد گاوميشها (حدود سه برابر بيش
از ظرفيت در سطحي معادل 26 هزار هكتار از وسعت حدود 69 هزار هكتاري
زيستگاه)، نهتنها رويش طبيعيشان از ميان رفته، بلكه سطح زندهي خاك نيز
به شدت آسيب ديده و تخريب شده است، بايد بپذيريم كه ناپايداري شرايط
بومشناختي ميانكاله شتابان در حال اوج گرفتن است و بايد هرچه سريعتر
برنامهي جامعي براي بهسازي، باززندهسازي يا Rehabilitation and Habitat
Restorationدر اين زيستگاه منحصر به فرد ايران به مرحله اجرا درآید؛
برنامه ای که بدون نیاز به بهانه ی نگون بختی به نام ببر سیبریایی هم
بتوان آن را با اراده و توان و جسارت لازم اجرایی کرد.
با
اين وجود، شوربختانه باید بپذیریم که نه تنها هيچ ارادهاي براي اجرايي
شدن چنين برنامهاي در سطح منطقه و سازمان ديده نميشود، بلكه برعكس شاهد
خراش بيشتر ميانكاله به بهانه اشتغالزايي و رفاه مردم بهشهر هم هستيم!
غافل از اين كه بهشهر تا زماني بهشهر است كه بتواند همجواري مسالمتآميز
خود را با يك تالاب بانشاط و دربردارندهي توان زيستپالايي درخور حفظ
كند.
به ديگر سخن، تنها ويژگي ممتاز و كمتر
آسيب ديده ميانكاله همانا وجود یک خلیج آرام و پاك از هر نوع آلودگي
ديداري است؛ خصلت ارزشمندی که سبب شده تا خلیج میانکاله را زایشگاه امن
ماهیان خاویاری بنامند (یادمان باشد که در طول 1600 کیلومتر نوار ساحلی
دریای مازندران، فقط زیستگاه میانکاله با 65 کیلومتر طول از ساخت و سازها
در امان مانده است)؛ اما متأسفانه میخواهند آن آرامش و امنیت را هم به
بهانهي دسترسی به دریا با احداث جاده تخریب کرده و اصلیترین محل تخم
ریزی 90 درصد ماهیان جنوب دریای مازندران را نابود سازند! چرا؟
باید
بدانیم که میانکاله از منظر سه معیار بینالمللی واجد ارزش است: نخست آن
که در برنامه انسان و کره مسکون یونسکو به عنوان اندوخته گاه زیست سپهر
شناسایی شده است؛
دوم
این که پناهگاه حیات وحش برخی از گونه های نادر و ارزشمند کره زمین است و
سوم آن که نخستین تالابی است که در سیاهه ی جهانی کنوانسیون رامسر از سوی
ایران به ثبت رسیده است. درحقیقت بسیاری از کارشناسان بر این باورند که
میانکاله یکی از 59منطقه اکوتون ویژه شناخته شده در جهان با کارکردهایی
چندجانبه است؛ منطقه ای که مادر طبیعت برای آفرینش معماری هوش ربایش
میلیون ها سال زمان مصروف کرده و اینک ما حق نداریم با ساخت سازه هایی
طبیعت ستیزانه، همه ی آن زیبایی ها و طنازی های اهورایی را یک شبه نابود
ساخته و ویران کنیم.
میانکاله
به میلیون ها پرنده ی مهاجری تعلق دارد که همه ساله با پیمودن هزاران
کیلومتر خود را به این نخستین ایستگاه سوختگیری و تجدید قوای بی نظیر در
خاک وطن می رسانند تا ایرانیان دیروز، امروز و فردا از تماشای این پرواز
شکوهمند از فرش به عرش برسند. چه کسی می تواند بهای تماشای این منظره
استثنایی را محاسبه کند؟
یکبار دیگر به پرسش نخستین این یادداشت
برگردیم و با خود آهسته تکرار کنیم: آیا اگر میانکاله در ایران نبود، باز
هم با او چنین نامهربانانه و آزمندانه برخورد می کردند؟
*عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
به
گزارش سبزپرس، تارنگار مهار بیابانزایی مشهورترین وبلاگ طرفدار محیط زیست
به زبان فارسی که هر روز با مطالبی تازه درباره آخرین اتفاقات زیست محیطی
ایران توسط «محمد درویش» به روز میشد با حکم «کمیته مصادیق محتوای
مجرمانه رایانهای» در ایران ف ی ل ت ر شد.
محمد
درویش در وبلاگ دیگرش با نام «دلنوشتهها» در این مورد اعلام کرده است که
دیگر قصد وبلاگ نویسی ندارد؛ او با اشاره به خبر کشته شدن یک پلنگ بالای
دکل برق فشار قوی که چندی پیش منتشر شده بود، به کنایه نوشته است: «مهار
بیابانزایی هم بالای دکل برق رفت! نرفت؟»
درویش
در بخش دیگری از این مطلب نوشته است: «خدا را شاهد میگیرم که ف ی ل ت ر
شدن مهار بیابان زایی، هرگز نخواهد توانست اندکی از عشق و علاقه آتشینم به
طبیعت سرزمینی که عاشقانه دوستش دارم، کم کند.»
محمد
درویش، عضو هیات علمی موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع است که از فروردین
1384 وبلاگ مهار بیابان زایی را ایجاد کرده و از آن زمان تا کنون به صورت
مرتب، روزانه چند مطلب درباره محیط زیست ایران، اتفاقات خوشایند و
ناخوشایند این حوزه، نظرات کارشناسان و فعالیتهای فعالان محیط زیست را در
این وبلاگ قرار میدهد. مهار بیابانزایی ابتدا با پشتیبانی سایت «بلاگفا»
آغاز به کار کرد ولی بعد از دو سال «هک» شد و درویش وبلاگ جدیدی بدون
پشتیبانی سایت بلاگفا و به صورت مستقل ایجاد کرد.
مهار
بیابانزایی در چند مسابقه وبلاگنویسی داخلی جایزه اول را در بخش
وبلاگهای طرفدار محیط زیست گرفته است اما در سال گذشته و در مسابقه جهانی
وبلاگها که توسط سایت آلمانی «دویچه وله» برگزار شد در بین وبلاگهای
طرفدار محیط زیست جهان مقام سوم را به دست آورد. مقامهای اول و دوم این
مسابقه را به ترتیب یک وبلاگ اسپانیایی و یک وبلاگ بنگلادشی کسب کردند.
به منظور اعلام اعتراض به آدرس Filter@dci.ir یک ایمیل بزنید ( شماها کلی وقت را تلف می کنید حداقل یه ایمیل مفیدم بزنید )
می توانید از این متن استفاده کنید .
با سلام
احتراما
به اطلاع مسئولین این امر اعتراض خود را نسبت به بسته شدن وبلاگ مهار بیابان زدایی
به آدرس http://www.biaban.darvish.info/ می رساند.
با توجه
به مطالب مفید و ریکرد این وبلاگ در تعجبم که چرا فیلتر شده است؟! و تقاضای رفع این
فیلتر را دارم.
وبلاگی که
در چند مسابقه وبلاگنویسی داخلی جایزه اول را در بخش وبلاگهای طرفدار محیط زیست
گرفته است اما در سال گذشته و در مسابقه جهانی وبلاگها که توسط سایت آلمانی «دویچه
وله» برگزار شد در بین وبلاگهای طرفدار محیط زیست جهان مقام سوم را به دست آورد. مقامهای
اول و دوم این مسابقه را به ترتیب یک وبلاگ اسپانیایی و یک وبلاگ بنگلادشی کسب
کردند.
به امید
رفع این مشکل